وب نوشت حسین حاجی پور

دانش آموخته حوزه علمیه قم
دکترای اخلاق اسلامی
پژوهشگر مباحث ارتباطات و اقناع
تدریس معارف اسلامی در دانشگاه

جستجو در مطالب و یادداشت های وبلاگ ، در کادر پایین
پیوندها

۲۶ مطلب با موضوع «اخلاقی :: فلسفه اخلاق» ثبت شده است

عامل تبدیل افکار به رفتار چیست؟ چه چیزی سبب می شود تا فکر و ایده انسان عملیاتی و اجرایی شود؟ چه چیزی موجب می گردد که عزم انسان جزم شود تا کاری را انجام دهد؟

پاسخ: انگیزه های انسان ها آنها را به انجام کارها وا می دارد.

وب نوشت حسین حاجی پور

فرق بین میل و اراده

همان طوری که گفته شد میل، همان کششی است که انسان را به سمت چیزی می کشاند.
مثلا گرسنه ایم، خود گرسنگی، نیاز نام دارد. کشش و احساسی ما را به سمت خوردن غذا می کشاند ، میل نام دارد.
اما گاهی انسان با خودش می گوید: آیا این غذا به مصلحت من است یا به مصلحت من نیست. آیا این کشش و احساسی که من به فلان چیز دارم، به مصلحت من هست یا خیر،  این نیرویی که بر اساس عقل، میل ها را تحت نظر می گیرد تا امیال به صورت خودسرانه کاری نکنند، اراده نام دار

وب نوشت حسین حاجی پور

یرامون تفاوت میل و نیاز:

نیاز و میل درست را خداوند در وجود انسان قرار داده است ولی باید تفاوت آنها دانسته شود و مرز بین میل و نیاز مشخص گردد تا دچار اشتباه نشویم.

تفاوت های بین میل و نیاز

1.  نیاز، به خود احتیاج داشتن گفته می شود. ولی میل؛ یعنی احساس نیاز، میل یعنی کشش به سمت چیزی. خود گرسنگی می شود سبب نیاز به غذا می شود. اما میل به غذا یعنی احساس و کشش به سمت خوردن غذا

2.  نیاز همیشه واقعی و درست است. مثل نیاز به غذا، اما میل گاهی درست و گاهی کاذب و غلط است. میل کاذب مثل این که فکر می کنیم گرسنه ایم ، اما واقعا گرسنه نیستیم.


مرز تشخیص میل صادق از میل کاذب چیست؟

پاسخ: اگر میل ها و احساسات ما مطابق نیازهای ما باشند، میل ما صادق است، اما اگر امیال ما مطابق با نیازهای ما نباشند، میل ما کاذب است.


3.  غالبا منشآ نیاز، درونی است. به تعبیری غالبا عامل درونی باعث ایجاد نیاز می شود.. ولی شاید
بتوان گفت که میل در اکثر مواقع ، عامل بیرونی دارد و محرک های بیرونی باعث میل ما به چیزی می شود.

#دیگران_شاید_بتوانند_برای_ما_میل_سازی_نمایند_ولی_نیاز_سازی_خیر

4.  نیاز همیشه ضروری است که اگر در جهت رفع نیاز تلاش نکنیم، زندگی مان با اختلال روبرو می
شود. اما می توان بدون لحاظ برخی از امیال، زندگی کرد و مشکل چندانی هم پیش نمی آید.
مثال: گرسنه ایم، غذا می خوریم و رفع نیاز می شود. میل وارد معرکه می شود و  می گوید بیشتر بخور یا می گوید فلان نوشیدنی را هم کنارش بخور. می توان چنین میلی را نادیده گرفت.

وب نوشت حسین حاجی پور


1.محقق اصفهانی:کارعقل ادراک است/عقل الزام ندارد/الزام ازحسن وقبح برخاسته/حسن وقبح همان پسند و ناپسندعقلاست یعنی بنای عقلابرمدح وذم عاملان وفاعلان است.
2.نقد:سیال،نسبی،متناسب بازمان ومکان و سلیقه جمعی.
3.استادلاریجانی نظریه فوق راپسندیده امابرای گریز ازاشکالات وارده می فرماید:کارعقل ادراک است و بس/عقل الزام ندارد/عالم دیگری است که الزام دارد/عقل آن لزوم هارادرک می کند.
4.بررسی دیدگاه استادلاریجانی:کارعقل فقط درک نیست.برعکس بایدمدعی شد عقل همان عقل عملی است و کارش الزام.کارفرعی اش ادراک است.
نقددوم.عالم موردنظرازکجاآمد؟نیازمنداثبات است.


وب نوشت حسین حاجی پور


1. بایستگی ها یا معنادارند و یابی معنا.بی معناداری دیدگاه محقق اصفهانی است.معنا داری یا به ضرورت علی فلسفی برمی گردد و یالزوم واقعی است.قسم اخیر دیدگاه استادلاریجانی است. و قسم ضرورت فلسفی به سه دیدگاه تقسیم می شد:ضرورت بالغیر(آقای حائری)ضرورت بالقیاس الی الغیر(استادمصباح)ضرورت اعتباری(علامه)
2.لزوم اخلاقی، واقعی است و نه انتزاعی.مانندعالم نفس الامر.طبق دیدگاه فعلی درآن عالم الزاماتی هست که ما آنهارادرک می کنیم.
3.اشکال استادلاریجانی به استادمصباح:جمله بایدعدالت بورزی فعل امراست پس انشااست نه اخبار.اصلش امر است.نحوه بیانش هرچه باشد.
4.طلب یاتکوینی یاتشریعی است.درطلب تکوینی الزام اخلاقی هست.طلب تشریعی صرفابیان همان طلب تکوینی است.
5.نظریه استادلاریجانی بانقدبرنظریه محقق اصفهانی آغازمی شود.


وب نوشت حسین حاجی پور


1.تفاوت فعل اخلاقی بافعل طبیعی:بارارزشی فعل اخلاقی/نیت و انگیزه/اراده و آگاهی و اختیار
2.دومرتبه شخصیت انسانی:من علوی و من سفلی.اخلاق درمرتبه اولی است که بعدعقلانی انسانی است نه حیثیت حیوانی.
3.شهیدمطهری به هرسه نظریه عاطفی و وجدانی کانت و زیبایی نقد واردمی کند.
4.درپیوند حس اخلاقی و حس پرستش هرکاری که ملائم باطبع انسانی(من علوی)باشد،اخلاقی است.
5.گزاره ها،جملات و تعابیراخلاقی اعتباری اند.ناظربه واقع نیستند.شناختاری نیستند.انشایی اند.قضیه نیستند.کلیت و دوام و اطلاق.
6.مفاهیم اخلاقی برپایه باید هستند. مفهوم خوبی منتزع ازباید.واقعی و نفس الامری نیستند و مصادیقشان ذهنی اند.
7.هردواحتمال منفعت گروی و فضیلت گروی درنظریه شهیدمطهری وجوددارد.
8.تحلیل باید اخلاقی:براساس بایدمجازی بایدحقیقی می سازیم.
9.بررسی:اعتباریات باقی نماند،علوم هم توصیفی می شوند.دوام و کلیت در امور مادی هم ممکن است.
10. گزاره های اخلاقی حکایت گرنسبت میان فعل و من علوی است.


وب نوشت حسین حاجی پور


تحقق فعل خارجی+ضرورت فعل باتصمیم فاعل(ضرورت بالغیر)
ازآنجاکه هستی های انسان دو نوع مقدور و نا مقدور است و هستی های مقدورناشی از اراده فاعل است، انسان با اراده خویش به افعالش وجود بالغیر می بخشد.بنابراین اراده انسانی است که به عدالت ضرورت (بالغیر)می بخشد.
      انسان      (رابطه ضروری)     فعل عادلانه
     اراده انسان    (ضرورت بالغیر می دهدبه)     فعل عادلانه
حمل شایع بالذات،بدیهی وضروری بودن قضایای اخلاقی،اتحادی بودن قضایا ازدیگرویژگی های نظریه فوق است.
بررسی نظریه:
باید اخلاقی نیست.اگرچه درمقام عمل خوب است.اما باید و الزام اخلاقی نیست.درضمن نسبی شدن اخلاق ازدیگرپیامدهای این نظریه است.


وب نوشت حسین حاجی پور


1.     شرایط لازم برای یک نظام اخلاقی معقول و مقبول:انتزاعی دانستن مفاهیم اخلاقی/ اخباری دانستن حقیقت جمله‌های اخلاقی/بدیهی اولی نبودن قضایای اخلاقی/جایگاه عقل، تجربه و وحی در حکم اخلاقی/کمال حقیقی به عنوان مصداق نتیجه مطلوب در حکم اخلاقی/معیار ارزش‌گذاری افعال اخلاقی: ارزش‌های مثبت، منفی و خنثی/نقش اختیار و آگاهی در ارزش اخلاقی/اختلاف مرتبه در ارزشهای اخلاقی/منشأ و راه حل اختلافات اخلاقی/ رابطه اخلاق و جهانبینی

2.      اصول لازم برای تبیین نظام اخلاقی اسلام:واقعگرایی در اخلاق/ضرورت بالقیاس میان فعل اختیاری و نتیجه آن/پذیرش روح و جاودانگی آن/اصالت روح/تکامل روح/نقش اختیار و انتخاب آگاهانه در تکامل اخلاقی انسان/حب ذات/گرایش روح به سمت بینهایت/مراتب طولی و عرضی روح/ نقش توجه نفس به مراتب و شؤون خود در طلب کمال آنها/ لزوم جهت‌گیری کمالات قوای نازلة نفس به سوی کمال نهایی/ نقش نیت در تکامل نفس/تناسب نیت با شکل کار/انگیزه‌های طولی و انگیزه اصلی

3.      نتیجهگیری: بر اساس این چهارده اصل، ارزش اخلاقی فعل اختیاری انسانْ تابع تأثیری است که این فعل در رسیدن انسان به کمال حقیقی انسانی دارد. هر کاری به اندازه‌ای که در آن کمالْ مؤثر باشد، ارزنده خواهد بود. اگر تأثیر منفی دارد، ارزش منفی خواهد داشت. و اگر تأثیر مثبت داشته باشد، ارزش مثبت خواهد داشت و اگر نفیاً و اثباتاً تأثیری در آن نداشته باشد، ارزش صفر یا ارزش خنثی خواهد داشت.


وب نوشت حسین حاجی پور


غایت گرایی+کمال گرایی(قرب الهی که امری وجودی است)
1.کمال ملازم باسعادت
2.مفاهیم و تعابیراخلاقی،حکایت گرواقع و حاکی ازرابطه واقعی میان غایت و مسیرندکه رابطه فوق بامقایسه غایت، این فعل ضرورت بالقیاس الی الغیرپیداکرده است.
3.بررسی و نقد:
حقیقت انشاازبین می رود.
باید و الزام ازبین می رود.فشار و بایدآغازین وجودندارد.همان میل درونی موردنظرهیوم است.


وب نوشت حسین حاجی پور

نظریه اخلاقی علامه طباطبایی در باب الزام اخلاقی

1. ادراکات اعتباری:ذهنی و قراردادی.غیرمنطقی و عدم ارزش صدق.قابل تغییر.نداشتن ما به ازای خارجی
2.طبق اصل انطباق بامحیط که اصلی زیست شناختی است، سعی انسان برانطباق خویش بامحیط پیرامونی درافعال ارادی وخردمندانه است.
3.انسان درانطباق بامحیط، به دنبال غایت است و غایت، سعادت اوست.در این بین ادراکات اعتباری که جزئی از افکارست،نسبتی برای انسان بامحیط برقرارمی کند تا به غایت و سعادت برسد.
4.تعبیردیگر:در هر عمل ارادی اندیشه های اعتباری وجود دارد.
انسان ابتدا غایت و مطلوب را درنظرمی گیرد، برای رسیدن به امیالش نیازمند وسیله است.
غایت و افعال همان هدف و وسیله است.
5.میل(به غذا).فعل(خوردن غذا).ایجادکردن ذهن(باید غذا بخورم)
سومی همان ادراکات اعتباری است.
مقاله ششم روش رئالیسم علامه.
نقدوبررسی:بایدازسنخ انفسی است، تادرک نشود، نیست.
این بایدضرورتی نداشت.خودمیل به غایت می رساند.بنابراین اعتبار لغو است.
کسی به خودش امرنمی کند.در امر استعلاست.


وب نوشت حسین حاجی پور


ماجرای ظلم به سقراط، زندانی شدن وی، و گفتگوی کرایتون با او برای فرار از زندان مشهور است، اما سقراط بحث عصیان مدنی را مطرح می کند که مبتنی بر نوعی نظریه قرارداد اجتماعی است و به موجب آن هرچند یک شهروند ازمنافع حکومت بهره مند می شود،باید ازقانون های آن نیز پیروی کند.بنابراین فرار از زندان کاری ضد اخلاقی محسوب می شود.
ادعای سقراط هرچند ظاهرا موجه به نظرمی رسد، درعین حال دلیلش با ارزیابی روایی صحیح نمی نماید: چراکه روایات از اعانه بر ظالمین به هر طریقی منع می کنند.حتی دادخواهی مومنان برای رفع دعوا نزد قدرتمندان غاصب ظالم ممنوع است. البته تفکیک ناپذیری اخلاق و شرع در این مسئله قابل اعتناست وشبهه مقدر را پاسخگو خواهد بود.
باتوجه به خدشه پذیری دلیل سقراط، یا باید سراغ دلیل دیگری رفت و یا باید از مدعا دست برداشت. البته مسئله قابل تأمل جدی تری است.


وب نوشت حسین حاجی پور

نگاهی به نظریه خودگرایی و خودگرایی روان شناختی

نظریه خودگرایی: هرکس باید به گونه ای عمل کند که خیر یا رفاه بلندمدت خود را به حداکثربرساند. انسان ها فقط نسبت به خودشان مکلف اند. نظریه خودگرایی روان شناختی پا را فراتر گذاشته،می گوید: اصولا انسان ازلحاظ روانی قادرنیست کاری انجام دهدکه به نفع شخصی خودش نباشد.
باذکرمثالی کاملاساده،بی پایگی و سستی نظریه های فوق ثابت می شود. شما نه فرزند خود و نه برادر یا خواهرکوچک تر خود، بلکه حتی فرزندخردسال برادر یا خواهرتان را، روزی دستش را گرفته به پارک می برید تا از تفریح لذت ببرد. قصد شما خودآگاه و ناخودآگاه شادمانی اوست و در این بین شما اصلا به فکرخود نبوده اید. این کار شما مصداق دیگرگرایی است و شما را از محدوده خودگرایی پرواز داده.بنابراین نظریات بالا نقض شد.


وب نوشت حسین حاجی پور


این نظریه برخلاف خودگرایی روان شناختی معتقد است برخی انسان ها برخلاف نفع شخصی خود عمل می کنند، ولی پس از رخداد چنین عملی آن را محکوم می کند و حتی همه امور را برنفع شخصی مبتنی می داند.
البته اما اولین نقد اساسی اش تناقض درونی اش است:زیرا از طرفی طبق این نظریه، هر انسانی بایدمنافع خودش را متوجه باشد اما از طرفی هم اخلاق ایجاب می کند، هرکس به دیگران توصیه کندتامنافع خویش رالحاظ کنند.


وب نوشت حسین حاجی پور


سودگرایی نه تنها نفع شخصی را ارزشمند می داند، بلکه سعادت یا نفع هرکس که باعمل من نسبت دارد،مهم است.بر این اساس زمانی یک عمل درست است که بیشترین نفع را به بیشترین ایجادکند.
دریک توصیف دقیق تر از نظریه که مبتنی برتنها خیر یعنی لذت است می توان گفت: آن عملی برای متأثرانش صواب است که لذت ایجادکند و یا مانع الم شود وآن عملی خطاست که الم ایجادکند یا مانع لذت شود.
سودگرایی طبق ابعاد هفت گانه ای لذت را قابل اندازه گیری می داند:شدت لذت. مدت. قطعیت. نزدیک بودن یادوری. بارآوری. خلوص و عدم پدیدآمدن عواطف متضاد در ادامه. گستردگی.
دو اشکال عمده بر نظریه بنتام واردشده: اولا این نظریه توجیه گر اعمال غیراخلاقی هم خواهدبود. درثانی بیشترین خیر برای بیشترین افراد خدشه پذیر است.


وب نوشت حسین حاجی پور

نگاهی به نظریه سودگرایی جان استوارت میل

وی ارزیابی کمی لذت استادش را رد کرده، ارزیابی کیفی راجایگزین می سازد.او لذات روحانی را والاترازجسمانی می داند و اعمال سعادت آور را صواب می بیند.
چند انتقاد: اولا تفکیک لذت برترازپست ترچگونه ممکن است؟آیا باداوران شایسته؟ آنها کیستند؟ آیا اکثریت و به تعبیری صدق تجربی؟ پس لابد تایید اکثری یا تجربی باستانین دربرده داری، باید آن را توجیه کند؟! وحال آن که چنین نیست. هم چنین مجموع تقریرات سودگرایی، مشکلات نتایج،مسئولیت های ویژه، و عدالت را دارد.


وب نوشت حسین حاجی پور


وظیفه گرایی یکی از نظریه های اخلاقی در فلسفه اخلاق است که در غرب مطرح شده است. البته اما وظیفه ای که در اسلام مطرح است با مباحث مطرح شده فلسفه اخلاق برخی اندیشمندان غربی متفاوت است. وظیفه گرایی مطرح در فلسفه اخلاق، درمقابل نتیجه گروی است. ولی تکلیف گرایی اسلامی با نتیجه گرایی منافاتی ندارد و نه تنها آموزه های قرانی و روایی بر ان تأکید می کنند، بلکه در تمثیل و تشبیه و ضرب المثل های قدیمی هم دیده می شود ؛ به عنوان مثال وقتی می خواهندکسی را به انجام کاری ترغیب نمایند که وی نسبت به سرانجامش بیمناک است تامبادا به نتیجه مورد دلخواه دست نیابد،درمقام دلداری و تشویق به او می گویند:شد،شد.نشد،نشد.. در واقع او هم دنبال وظیفه است و هم دنبال نتیجه و ترس دارد که مبادا به نتیجه نرسد.


وب نوشت حسین حاجی پور


معمای اصالت نتیجه گروی یا وظیفه گروی در اخلاق پیوسته اندیشمندان را به دو رویکرد فوق کشانده. موضع نزاع، زمانی خود را می نمایاند که وظیفه و نتیجه درتقابل کامل با یکدیگر بوده، وجه جمعی امکان پذیر نباشد. البته باز هم پاسخ به این پرسش به طور جدی تامل برانگیز است که آیا امکان ندارد نتیجه و وظیفه حتی در یک مصداق هم مقابل هم نباشند و به تعبیری همیشه قابل جمع باشند؟!


وب نوشت حسین حاجی پور

امام علی (علیه السلام):
اُذْکُرُوا انْقِطاعَ الْلَّذَّاتِ وَبَقاءَ التَّبِعاتِ.
سر آمدن خوشى‌ها و بر جاى ماندن پیامدهاى ناگوار آنها را همواره یاد کنید.

Remember, (when committing sin), that pleasures are fleeting while the consequences remain.

نهج البلاغه، کلمات قصار 433



وب نوشت حسین حاجی پور


یکی از نظریات غایت گروی در فلسفه اخلاق غرب، دیگرگروی است که رگه های محکمی از آن (البته با زوایای خاص) در منابع اسلامی یافت می شود. چند تعریف ارائه می شود تا در فرصت مناسب تحلیل گردد.
1. عمل یا قاعده ای درست و یا الزامی که بیشترین غلبه خیر را برای دیگران در پی داشته باشد.
2.تعریف بالا+قید به خاطر خود دیگران باشد.(پروای خیر دیگران)
اشکال: قید لزومی ندارد.
3.کمک آگاهانه و ارادی به دیگران
4.مقدم داشتن منافع دیگران.
تعریف فقط در تعارض ها جوابگوست.


وب نوشت حسین حاجی پور


محبت،عنصر اساسی دیگرگرایی و لازمه آن است.
محبت دو گونه است:
محبت منفعت طلبانه/خودخواهانه/هوس آلود/گیرنده
محبت غیرمنفعت طلبانه/دیگرخواهانه:ایثارگرانه/پاک/دهنده.
در محبت نوع دوم، مفهوم دیگرگروی خوابیده است.
بسیاری از اعمال به ظاهر دیگرگروانه، با تحلیل خودگروانه صورت می گیرد.بسیاری از عشق های مجازی از این دسته است، اما غالبا عشق مادر به فرزند خود از نوع دوم است.اعمال و رفتارهای دلسوزانه پیامبران و امامان برای هدایت و سعادت و نجات مردم دیگرگروی محض و محبت پاک است.


وب نوشت حسین حاجی پور


در هر علم و موضوع مورد ملاحظه ای، تحلیل های تخصصی و عمومی نقش ویژه ای در بالندگی و پویایی آن علم و یا موضوع دارند. برعکس آن هم درست است.
پرسش: کدام تحلیل ها رشد دهنده و بالنده اند و کدام تحلیل ها سقوط دهنده و وبال اند؟ ممکن است گفته شود تحلیل های واقعی چون بر اساس واقع اند و معمولا واقع، نازیبا، تلخ و نا امیدکننده است، از این رو فاقد ارزش بوده، از آن طرف نیز ممکن است گفته شود تحلیل های آرمانی، مناسب شرایط موجود نیست و فقط دلخوش کننده هایی است که هیچ گاه شرایط زمانه را درک نمی کند.
اما وجه سومی قابل ترسیم است که هر دو نوع تحلیل گذشته را در خود جای می دهد و آن تحلیل مطلوب است. تحلیل مطلوب در یک مسئله علمی هم به واقعیات موجود توجه دارد و هم بر اساس آرمان ها نظر می دهد.
مثلا در تحلیل های سیاسی و جنگ های سفیانی مسلک غربی-داعشی امروزی هم باید خطر را احساس کرد و هم باید آرمان مهدوی انتظار را مورد ملاحظه داشت.


وب نوشت حسین حاجی پور


پس از آن که ابلیس به واسطه استکبارش مغضوب رب العالمین واقع شد، قسم خوردکه تمام مردم(به جز خالص شده ها) را گمراه خواهد کرد. چند نکته در گزاره های قرآنی مرتبط(گویا در سه آیه شریفه ذکرشده)وجود دارد: اول آن که ابلیس تنها شیطان حاضر نیست، بلکه طبق نص و صراحت قرآن برخی انسان هم به چنین پستی سقوط می کنند. دوم آن که ابلیس به تنهایی نمی فریبد. به خصوص درنظم نوین امروزی اش سیستماتیک و گروهی و حزبی عمل می کند.سوم آن که شیطان خوب می داند سقوط همه انسان ها تا قعر جهنم امکان پذیر نیست و مثلا نمی شود همگی را قاتل یا بی نماز یا... قرار داد. همین که شیطان توانسته باشد انسان ها را با طراحی اهداف متوسط و سطح پایین از هدف عالی خلقت و از افتادن در مسیر کمال و قرب الهی و عبودیت و بندگی خدا باز دارد، در فرآیند گمراه نمودنش موفق بوده است. به نظر می رسدغالب طراحی های امروزی در بیشتر امور با هدف سرگرمی ارایه می شود.


وب نوشت حسین حاجی پور

تفاوت میل و نیاز
انسان ساختار درونی پیچیده ای داره که باید اونها رو درست شناخت.
دو نمونه از نیروهای انسانی، میل و نیاز اوست.
نیاز همیشه درسته. مثلا شما گرسنه ات شده،نیاز داری به غذا
اما میل(= احساس نیاز) بعضی وقتا درسته و بعضی وقتا کاذب و دروغ. مثلا بعضی وقتا با این که نیاز به غذا نداری اما میل به غذا خوردن داری. این میل کاذبه. البته همه میل ها و احساسات و گرایش ها بد نیستند میل به پرستش میل به زیبایی میل به خوبی نمودن و...
حالا شما تصور کنید با انواع و اقسام میل ها و نیازهایی که در روح و روان و بدن ما وجود داره چه اتفاقی میفته؟ هیچ اتفاقی نمیفته هر نیرویی داره کارخودش رو میکنه. زمانی که میل و نیاز باهم هماهنگ باشند هیچ مشکلی به وجود نمیاد.
اما مشکل از آنجا شروع میشه که روح و روان ما و بدن ما با این که نیاز به چیزی ندارند، اما خواسته دارند= میل دارند=احساس نیاز میکنند. مثلا میل الکی به غذا، میل الکی به شهوت، میل الکی به شهرت، میل الکی به پول، میل الکی به تعویض خونه، میل الکی به تعویض اتومبیل و...
حالا گاهی انسان خودش میل کاذب برای خودش ایجاد می کنه، بماند، اما گاهی دیگران (دیگرانِ زیرک) برای ما آدما میل طراحی کنند، خیلی بدبخت خواهیم بود. دشمن شناسی اینجاست که آنها دارند برای ما میل های کاذب ایجاد می کنند و ما فکر می کنیم این ها نیازهای ماست و حاضریم برای این امیال همه چیزمان را هم بدهیم.
حاضریم زندگیمون و وقت گرانبهامون از دست بره اما واتس اپ و لاین و تلگراممون آسیب نبینه.
این مسئله در تمام موارد زندگی مون جاری است. پس خوب دقت کنیم و خودمون زندگی مون رو مدیریت کنیم. نگذاریم زمونه بر ما غلبه کنه که زمونه همه رو با خود میبره. تنها کسانی باقی می مانند که برای مدیریت امیال و نیازهاشون، بر نیروی دیگری تکیه می کنند و آن توانایی های انسانی است. سخن از توانایی های انسانی مجالی دیگر می خواهد.


وب نوشت حسین حاجی پور

ریا یکی از رذائل اخلاقی است که با تحلیل های گوناگونی آسیب شناسی می شود و تبیین عقلی، یکی از آنهاست. بر این اساس خودیت و خود انسان را از چند جهت می توان دید: 1.خودی که دیگران انسان را آن گونه می بینند، 2.خودی که انسان دوست دارد دیگران او را آن گونه ببینند،3. خودی که انسان همان گونه هست(خود واقع) 4.خودی که انسان واقعا دوست دارد آن گونه باشد.
طبق شماره یک ریا شکل نمی گیرد: چون ارتباط مستقیمی با خود انسان ندارد. بیشتر ریا ها بر اساس شماره دوم است. در " خود واقعی" ریا معنا ندارد. بحث اصلی در گزینه خود آرمانی است. آیا اگر من دوست داشته باشم یک فضیلت یا فعل اخلاقی و یک خوبی را در وجود خود پر رنگ کنم و پیوسته بر آن پافشاری داشته باشم، جایگاهی بر ایجاد ریا خواهد بود؟ به تعبیر دیگر آیا ریا نسبت به امید و آرزو و تمنیات و آینده معنا دارد؟ شما بزرگوار به تکاپوی اندیشه بیشتر دعوت می شوید تا در فرصتی مناسب، تحلیلی عمیق نسبت به إرتباط خود آرمانی با ریا ارائه شود.


وب نوشت حسین حاجی پور

به هیچ وجه درمقام دفاع یا نقد بر شخص نیستم، اما یکی از اندیشمندان معاصر به عنوان یک فیلسوف درباره زندگی خویش می گوید: هیچ گاه بر مبنای مکتب فلسفی خاصی متوقف نشده و چندین بار تغییر موضع فلسفی داده و به مکتبی کامل تر رهنمون شده. اینجا مقام داوری نیست، ولی ماجراهای حضرت ابراهیم خلیل تداعی می شود: ایشان با آن که یک موحد است به سوی ستاره پرستان می رود و با آنها همنوا می شود و...
آیا ابراهیم علیه السلام نقش بازی می کند؟ حتما این گونه نیست؛ از پیامبرخداشایسته نیست.آیا آن حضرت از توحید دست برمی داشته؟قطعا خیر؛  با مقام نبوت و رسالت ناسازگار است.بلکه ایشان در مقام تحقیق بوده درعین تحقیق، دین خدا را تبلیغ می کرد.
نسبی گرایی نادرست است، اما از کجا معلوم که فهم های ما در مسائل مختلف کامل ترین دیدگاه باشد. این مدل تفکر که دستیابی های علمی خویش را همیشه ناقص ببینیم، پیوسته پویاست و ایستا نخواهدبود. دور خود حصار نکشیم


وب نوشت حسین حاجی پور

تفاوت میل و نیاز
1.  نیاز همیشه واقعی و درست است. مثل نیاز به غذا، اما میل گاهی درست و گاهی کاذب و غلط است.
میل کاذب مثل این که فکر می کنیم گرسنه ایم ، اما واقعا گرسنه نیستیم.

2. غالبا منشآ نیاز، درونی است. به تعبیری غالبا عامل درونی باعث ایجاد نیاز می شود.. ولی شاید بتوان گفت که میل در اکثر مواقع ، عامل بیرونی دارد و محرک های بیرونی باعث میل ما به چیزی می شود.
دیگران شاید بتوانند برای ما میل سازی نمایند، ولی نیاز سازی خیر.

3. نیاز همیشه ضروری است که اگر در جهت رفع نیاز تلاش نکنیم، زندگی مان با اختلال روبرو می شود. اما میل، یک گرایش غیر ضروریِ انسانی است و شاید بتوان گفت بدون لحاظ امیال، زندگی کماکان ادامه دارد.
مثال: گرسنه ایم
1-  غذا می خوریم و رفع نیاز می شود.
2-  میل وارد معرکه می شود و  می گوید بیشتر بخور یا می گوید فلان نوشیدنی را هم کنارش بخور. با این تعبیر سوم می شود گفت که احتمالا امیال پس از ایجاد نیازها و رفع نیازها شروع می شود.

وب نوشت حسین حاجی پور