وب نوشت حسین حاجی پور

دانش آموخته حوزه علمیه قم
دکترای اخلاق اسلامی
پژوهشگر مباحث ارتباطات و اقناع
تدریس معارف اسلامی در دانشگاه

کانال تلگرامی آماده باش
@amade1
https://t.me/amade1


جستجو در مطالب و یادداشت های وبلاگ ، در کادر پایین
پیوندها

۱۱ مطلب با موضوع «حدیث» ثبت شده است

شهادت امام صادق علیه السلام به محضر امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و تمام پیروان آن حضرت تسلیت باد.

در ماجرایی که درباره امام صادق علیه السلام آمده، نقل شده فردى زندیق در مصر زندگی می کرد. سخنان امام صادق علیه السّلام به او رسیده بود، روزى به مدینه آمد تا با آن حضرت مباحثه کند؛ آن حضرت را نیافت، گفتند به مکّه رفته. به مکه آمد، حضرت با برخی اصحاب مشغول طواف بود. آن شخص به حضرت نزدیک شد و سلام کرد.

وب نوشت حسین حاجی پور


حکمت 111 نهج البلاغه(فیض الاسلام) شامل پاسخ حضرت به پرسشی است که از ایشان صورت گرفته است. از حضرت علی علیه السلام سئوال می‌شود که خود را چگونه می‌یابید و حال شما چگونه است؟ امام علیه السلام در سه عبارتی که بیان می‌کند، توجه سئوال کننده و همه انسان‌های دنباله‌رو حقیقت را به مسئله مرگ معطوف می‌دارد و این که دنیا محل گذر است و انسان در این دنیایی که آن را پناهگاه خویش ساخته، هیچ‌گونه امنیتی ندارد؛ نه در باقی بودنش و نه در سلامتی‌اش.
                               



وَ قِیلَ لَهُ ( علیه‏السلام  )کَیْفَ تَجِدُکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ فَقَالَ کَیْفَ یَکُونُ حَالُ مَنْ یَفْنَى بِبَقَائِهِ وَ یَسْقَمُ بِصِحَّتِهِ وَ یُؤْتَى مِنْ مَأْمَنِهِ

در عبارت اول، حضرت سخن از بقا و فنا دارد که هر چه بیشتر در دنیا می‌ماند، بیشتر به فنا و نیستی نزدیک می‌شود. سخن دوم حضرت، سخن از بیماری در عین تندرستی است.و فراز سوم حکمت، به جایگاه گذار دنیا اشاره می‌کند که نمی‌تواند پناهگاه امن انسان باشد؛ زیرا در هر صورت، مرگ او را از آنجا بیرون می‌آورد و به عالم دیگر رهسپار می‌سازد.


وب نوشت حسین حاجی پور


 

امام علی علیه السلام درحکمت140(فیض الاسلام) به مسئله زبان و گفتار آدمی اشاره می‌کند، در عین حال مقصود حضرت، شخصیت پنهانی و تفکرات انسانی است که با بیان سخنان آشکار می‌شود.

امام می‌فرماید: آدمی در زیر زبان خویش پنهان است از این سخن مولا فهمیده می‌شود هر انسانی یک شخصیت درونی دارد که با تکلم و سخن‌گفتن، آن شخصیت درونی را آشکار می‌سازد و در معرض نظر دیگران قرار می‌دهد.آن شخصیت درونی او همان افکار، اعتقادات و خطورات ذهنی اوست که گاهی با قصد و توجه، آنها را بروز می‌دهد و گاهی بدون توجه و تنها از سرِ عادت، مسائلی که در باطن او گذشته است، در ظاهر بر ربان می‌آورد.

 هم چنین از آنجا که زبان، ابزار قلب است، نباید رها شود و باید در آن کنترل صورت گیرد؛ قطعاً زبان به عنوانی یکی از اعضای مهم وجود انسان هم  می‌تواند آدمی را به سمت صواب و ثواب به پیش ببرد و هم می‌تواند او را در دام گناهان مختلفی نظیر دشنام، غیبت، تهمت، دروغ، لغو و سایر گناهان اسیر نماید. پس زبان نیازمند کنترل است و اصولاً پیام حضرت از این که فرمود: انسان زیر زبان خویش نهفته شده، آن است که بر زبان خود مسلط شود و تقوای گفتار پبشه سازد.


وب نوشت حسین حاجی پور

 

در حکمت141 نهج البلاغه، سخن از قدر و منزلت انسان است؛ انسانی که مقام عظیمی در خلقت دارد و باید جایگاه خویش را بشناسد؛ زیرا اگر منزلت والای خود را بداند، همتش برای رسیدن به قله‌های کمال افزایش می‌یابد.

از طرفی اگر کمالات و ظرفیت‌های وجودی‌اش را نشناسد، همت او در راه کرامت نفس صرف نمی‌شود و همین باعث نابودی و هلاکتش در دنیا و آخرت می‌گردد.


وب نوشت حسین حاجی پور


امام علی علیه السلام در حکمت 148 به مسئله اطاعت‌پذیری اشاره می‌کند و تأکید می‌کند باید از کسی اطاعت کرد که ابتدا قابل شناخت باشد و اگر کسی را شناختیم و جایگاه اطاعت او را دانستیم، قطعاً باید از او اطاعت کنیم، در غیر این صورت هیچ عذری پذیرفتنی نیست. ضمن آن که بر اساس اصل خطبه‌ای که امام ایراد فرموده‌اند و این حکمت، فرازی از آن می‌باشد، همه انسان‌ها مکلف به اطاعت و تبعیت از اهل‌بیت و خاندان پیامبرند؛ چرا که آنها معادن علم و چراغ راه جامعه هستند. پس کسی که از آنها تبعیت نکند، روز قیامت معذور نخواهد بود.


وب نوشت حسین حاجی پور

امام علی (علیه السلام):
اُذْکُرُوا انْقِطاعَ الْلَّذَّاتِ وَبَقاءَ التَّبِعاتِ.
سر آمدن خوشى‌ها و بر جاى ماندن پیامدهاى ناگوار آنها را همواره یاد کنید.

Remember, (when committing sin), that pleasures are fleeting while the consequences remain.

نهج البلاغه، کلمات قصار 433



وب نوشت حسین حاجی پور


گاه برخی به صرف این که سخنی حکمت آمیز در نهج البلاغه می بینند، سریع حکمی اخلاقی صادر کرده،نسبت به فضای صدور فرموده امام علی علیه السلام و مقدمه و موخره سخن ناملاحظه مندند.درحالی که تفکیک ارزش های اخلاقی از غیر اخلاقی لازم است.به عنوان مثال دریکی از سخنان حضرت امیر علیه السلام آمده است:قله العیال احد الیسارین یعنی کمی فرزندان یکی از دو راحتی است.
اگر فرمایش حضرت، بدون توجه به اصل سخنرانی ایشان (که اصل سخنرانی در نهج البلاغه نیامده)لحاظ شود، امکان داردفرزند کمتر، زندگی بهتر نتیجه گیری شود، در حالی که ظاهرا چنین مبنایی با سیره و سایر سخنان امام منافات پیدامی کند.به نظر می رسد این جمله امام به جنبه روان شناختی و زیستی انسان توجه دارد، نه ارزش گذاری.البته به طورحتم قبل و بعد جمله باید لحاظ شود.


وب نوشت حسین حاجی پور


شخصی از امیرمومنان درخواست موعظه نمود، امام مواعظی مطرح فرمود که چنین کنش ها واکنش ها و منش هایی نداشته باش. یکی ازآن موارد نکوهیده این است که ازگناه دیگران می ترسد ولی خود را فراموش کرده.بر اعمال دیگران نگران است و پیوسته به آنها به شیوه های گوناگون تذکر می دهد، اما در پی محاسبه اعمال خویش نیست. به دیگران طعنه می زند، اما از خود غافل است. همیشه اعمال منفی دیگران جلو چشمانش قرار می گیرد، در عین حال به رفتارهای شایسته خویش می بالد. به قول معروف: کور خود است و بینای دیگران. امام علی علیه السلام از داشتن چنین خو و رفتاری برحذر می دارد(حکمت142نهج البلاغه دشتی) امام می فرماید:به خاطرخودت به حساب خودت برس.دیگران حسابرسی غیر از تو دارند.(خطبه 213فیض،ص703)
البته مقام امربه معروف مقامی دیگر است و با طعن و عیب جویی کاملا متفاوت.


وب نوشت حسین حاجی پور

در تبلیغات امروزی، بر این نکته بسیار تاکید می شود که آن تبلیغی بسیار تاثیرگذار بوده که خود پیام گیرنده به عنوان پیام رسان به آگاهی بخشی اقدام کند.
شیوه امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یکی از شیوه های تبلیغی چنین پتانسیل و ظرفیتی را داراست که همه مردم به عنوان مبلغ دین باشند.

البته این اثرگذاری در صورتی است که آمران به معروف و ناهیان از منکر به کلام امام علی علیه السلام توجه داشته باشند که فرمود: أَیُّهَا النَّاسُ إِنِّی وَ اللَّهِ مَا أَحُثُّکُمْ‏ عَلَى‏ طَاعَةٍ إِلَّا وَ أَسْبِقُکُمْ إِلَیْهَا وَ لَا أَنْهَاکُمْ عَنْ مَعْصِیَةٍ إِلَّا وَ أَتَنَاهَى قَبْلَکُمْ عَنْهَا [1][1]؛ ای مردم به خدا قسم شما را به طاعتی ترغیب نمی نمایم جز این که خودم به عمل به آن از شما پیشی می گیرم و از گناهی باز نمی دارم مگر این که قبل از شما از آن باز می ایستم.



[1][1] . نهج البلاغه،خطبه175


وب نوشت حسین حاجی پور

خطبه چهارم  نهج البلاغه پس از جنگ جمل و زمانی که طلحه و زبیر به قتل رسیدند، ایراد شد. در این خطبه، ضمن تبیین جایگاه والای امامت، به این مطلب اشاره  می شود که مردم در جاهلیت و تاریکی‌های ظمانی به سر می‌بردند و نور هدایت پیامبر و راه مستقیم امامت، نجات‌بخش مردم گردید؛ با چنین نور هدایتی کسانی که با اختیار خویشتن، خود را از آن محروم می‌سازند و به بیراهه‌ها قدم می‌گذارند، قابل نکوهش هستند. امام درباره طلحه و زبیر به انتظار مکر و حیله از سوی آنها اشاره می‌کند و تأکید می نماید فقط اسلام ظاهری آنها مانع می‌شد تا حضرت درباره آنها سکوت کند، اما از آنجا که مکر خویش را علنی کردند، امام نسبت به آنها افشاگری می‌کند و با قاطعیت تمام می‌گوید کسانی که از راه ولایت امام جدا گردند،‌هلاکت و نابودی‌شان حتمی است. در انتهای خطبه به مبارزه علنی و تقابل حق و باطل اشاره شده است.

وب نوشت حسین حاجی پور


خطبه پنجم نهج البلاغه از معدود خطبه هایی است که قبل از خلافت امام علی علیه السلام ایراد شده است؛ بدین صورت که افرادی چون ابوسفیان از حضرت درخواست قیام می نماید! و امام علی علیه السلام به سکوت امر می‌نماید. سه عامل اساسی در سکوت امام نقش دارد: عدم تفرقه افکنی، نداشتن یار و یاور، و آگاهی به اسرار الهی که طبق آن اسرار، مأمور به سکوت شده است. سپس حضرت امیر به توصیف ارزش دنیوی خلافت می پردازد و تأکید می‌کند که برخی افراد چنان امام را در تنگنا قرار داده اند که  اگر سکوت کند، او را ترسو می‌خوانند و اگر قیام کند، او را طمع‌کار و دنیاپرست می‌دانند!

وب نوشت حسین حاجی پور